چهارشنبه ۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۰

حکایت شهادت مجاهد سردارحاجی طاهر علی جلال طاهرزئی

بسم الله الرحمن الرحیم

سردار شهید حاجی طاهر طاهرزئی

حکایت شهادت مجاهد سردارحاجی طاهر علی جلال طاهرزئی
شهید مجاهد حاجی طاهر طاهرزئی مردی بزرگ با خصوصیات والای انسانی وبلوچی به تمام معنا با خصلتهای ناب بلوچی بودند. که ازخصوصیات این بزرگ مرد می توان از میار جلی ومهمان نوازی وشجاعت وپشت کار در همه ی امورات اجتماعی نام برد.
درسنین جوانی از بلوغ فکری و استعداد بالای در همه ی امورات زندگی برخوردار بودند می گویند ایشان در دوران پدر بزرگوارشان سردار علی جلال طاهرزئی در همه ی زمینها مستقل عمل می کردند و در کار کشاورزی در کل گیاوان سرامد بودند و در کلالردک زمینهای زیادی را زیر کشت داشتند.
در اوایل انقلاب و روی کار آمدن نیروهاى جدید که درک وشناخت خوبی از مردم منطقه و بخصوص ایل طاهرزئی نداشتند مورد کم لطفی قرار می گیرند و براثر فشار زیاد از طرف مخالفین تصمیم به ترک گیاوان به مدتی کوتاه می نمایند تا بلکه پس از این مدت مخالفتها فروکش و اوضاع روبه راه شود واز طریق پاکستان به امارات می روند و در بدو ورود به امارات مورد استقبال قوم بلوچ وبخصوص ایل طاهرزئی قرار می گیرند و شیوخ امارات از ایشان به گرمی استقبال می کنند ولی با همه ی این احوال بعد از دو یا سه سال اقامت در امارات عجمان بعلت اینکه این بزرگوار فردی پرکار و فعال بودند ماندن در غربت را برای خویش مناسب نمی دانند به همین خاطر تصمیم به برگشت به گیاوان می گیرند می خواهند از طریق پاکستان به ایران باز گردند.
در این سفر شاهرخ یکی از پسران این بزرگوار و مرحوم شهکرم ابراهیم طاهرزئی و شهید جلال پیرداد و عظیم شهکرم ایشان را همراهی می کنند و با ورود به پاکستان مورد استقبال برادر زاده اش سردار مجاهد مهراب پیرداد قرار می گیرند و بعد از چند ماه ماندن پیش آن بزرگوار در پاکستان.
به همراه شهید جلال و شاهرخ و مرحوم شهکرم ابراهیم وعظیم شهکرم و چندین نفر از برادران بلوچ جدگال دشتیاری چابهار و گروهی از بلوچهای اهوران به سرپرستی حاجی سالمی که ایشان یکی از بزرگان آهوران می باشد به طرف ایران حرکت می نمایند و بعداز گذر از مرز پاکستان وایران پس از شش روز پیمودن راه به کوه های زیردان توابع نیکشهر می رسند.
در ضمن راه بلد اینها شخصی به نام محمد ساکن روستای رمضانی کلگ در منطقه زیردان بودند که از مزدوران وطن فروش و از مخبرین منطقه بودند و محمد چند ماه بعد از درگیری به سزای اعمال ننگینش رسید و بدرک واصل شد.
محمد آنها را چهار روز در کوه های زیردان معطل می کند و باکمک بعضی از افراد خود فروخته محلی امثال حسینک رئیسی ملعون نیروهای دولتی را از حضور شهید حاجی طاهر و افرادش مطلع می سازند و نیروهای نظامی چابهار و نیکشهر و با کمک افراد بسیجی فریب خورده در ساعت ده صبح روز چهارم از چهار طرف آنها را
محاصره می نمایند و در گیری بین دو طرف شروع می شود و نگهبانی که بالای کوه نگهبانی می داد در اولی ثانیه های در گیری به شهادت می رسد در این هنگام سردار طاهر و افرادش متوجه می شوند که از هر طرف در محاصره قرار دارند و بی درنگ در همان منطقه ای که استراحت می کردند سنگر می گیرند و شروع به تیر اندازی به طرف دشمن می نمایند و در همان لحظه اول آنها اجبارأ به دو گروه تقصیم می شوند و شهید جلال و عظیم شهکرم با گروه حاجی سالمی و افرادش و سردار حاجی طاهر و شهکرم و شاهرخ در طرف دیگر قرار می گیرند
آنها وقتی در محاصره و کمین دشمن قرار می گیرند از تاکتیک ضد کمین که در جنگهای چریکی بیشتر به کار می برند استفاده می نمایند و آنها قصد داشتند که باتاکتیک صحیح جنگ چریکی نیروهای محاصره کننده را تا تاریکی شب سرگرم کنند تا بتوانند با استفاده از تاریکی محاصره چند لایه ای نیروها را بشکنند.
در طول ان روز در گیری سختی بین دوطرف ادامه داشت و تمام افرادی که همراه سردار حاجی طاهر بودند با نمایش گذاشتن دلاوری و شجاعت قوم بلوچ روزی به یاد ماندنی بر جای گذاشتند که هیچ وقت از اذهان مردم بلوچ و منطقه پاک نخواهد شد ودر این بین جا دارد از رشادتهای مرحوم شهکرم ابراهیم طاهرزئی هم یادی شود ایشان مردی شجاع و دلاوری بی نظیر بودند و در این کارزار با شجاعت تمام در کنار سردار روز بیاد ماندنی را به نمایش گذاشتند و لازم به ذکر است که پسر ایشان عظیم نوجوانی پانزده سال بودند که در این جنگ شرکت داشتند.
و در آخرین دقایق روز نیروهای محاصره کننده متوجه تاکتیک آنها می شوند و برای اینکه بتوانند کاری از پیش ببرند در آن لحظات اخر به در گیری شدت بیشتری می دهند چون می فهمند در تاریکی شب کاری از دست آنها ساخته نیست ودر نزدیکی غروب آفتاب که کم کم داشت هوا تاریک می شد از قضا تیری به بدن شاهرخ که با تیر بار کلاشینکف و یا همان بلبل که در حال مقاومت بودند اصابت می کند و شهید حاجی طاهر که در نزدیکی پسرش سنگر گرفته بود ودر حال مقاومت متوجه زخمی شدن شاهرخ می شوند و از پناهگاه خود خارج و به طرف شاهرخ حرکت می کنند که در این هنگام مورد اصابت تیر دشمن قرار می گیرند ولی با وجود زخمی شدن هر دو از مقاومت دست بر نمی دارند تا که شب و تاریکی فرا می رسد و آنها با استفاده از تاریکی محاصره چند لایه ی دشمن را می شکنند و خارج می شوند در این هنگام گروه شهید جلال پیرداد طاهرزئی و افراد حاجی سالمی هم با همین تاکتیک می خواهند از محاصره خارج شوند که شهید جلال فکر می کند عمویش حاجی طاهر هنوز در محاصره مانده و افراد حاجی سالمی به آن شهید التماس می کنند که برویم ایشان می گویند من بدون عمویم همراه شما نمی آیم و پا فشاری شهید جلال باعث می شود که آنها بدون شهید بروند در ضمن حاجی طاهر هم فکر می کردند که شهید جلال در تاریکی شب همراه آن گروه از محاصره خارج شده است و چنین می شود که شهید جلال تنها در محاصره هزاران نفر می ماند و در طول شب با دشمن در گیر می شود تا صبح فرا می رسد و شهید جلال در صبح آن روز به مقاومت ادامه می دهد تا اینکه زخمی می شود و چندین نفر را هم به هلاکت می رساند و تمام مهماتی که با خود داشت تمام می کند و بعد از گذشتن ساعات زیاد و خون ریزی شدید بیهوش می شود و به اسارت دشمن در می آید در ضمن ایشان در روز درگیری دچار تب شدید ملاریا بودند.
و سردار حاجی طاهر به همراه شاهرخ و شهکرم که از ماندن شهید جلال در صحنه در گیری بی خبر بودند در کوه های منطقه به راه خود ادامه می دهند و چون هیچکس از افراد راه بلد محلی همراهشان نبودند نمی توانند راه را پیدا کنند و خود را به آبادی برسانند از آن شب در گیری و تا روز بعدی در کوهای منطقه سرگردان می مانند و در ساعات اولیه روز سوم سردار حاجی طاهر بر اثر زخمهای وارده و خون ریزی شدید وتشنگی نمی تواند به راه خود ادامه دهد و پسرش شاهرخ با وجود زخمی بودن به همراه شهکرم ابراهیم برای پیدا کردن آب به تلاش خود ادامه می دهند تا اینکه آنها هم از شدت تشنگی دیگر نمی توانند به راه خود ادامه دهند
و بعد از چند ساعت افراد دامداری که دامهای خود را برای چرا به آن منطقه آورده بودند بدن نیمه جان ان دو را پیدا و ابی که همراه داشتند به آنها می دهند و انها با کمک این افراد به طرف آن شهید حرکت می کنند و قبل از اینکه به آنجا برسند سردار به درجه رفیع شهادت رسیده بود..



(ازسمت راست شاهرخ طاهرطاهرزئی ـ سردار طاهر طاهرزئی ـ عظیم طاهرزئی ـ شهکرم ابراهیم طاهرزئی و دیگر یاران بلوچ)
مجلس رییس حاجی طاهر
امروز میخواهم خاطره ای از روزگاران بسیار دور بگویم روزهای اوج و عظمت ما روزهای شیرین سردار رییس حاجی طاهر علي جلال طاهرزئي شهید نام و دلاوری روزهای پاک به صافی نام طاهر این بزرگ مرد که امروزه جای خالی وی چقدر موجب غصه و افسوس ماست دلم خون است چه بگم که ما همه مقصر بودیم آخرین نگاه رییس طاهر را هرگز از یاد نمی برمهر وقت که لبخند وی را بیاد میاورم بغض گلویم را میفشارد و متوجه میشوم که چه گوهری را از دست دادیم این رسم دنیاست که بهترین ها را گلچین میکند و داغ به دل عزیزانش تا قیامت میماند.
این سرگذشتی است که از محمد مهدی لفطی شنیده ام وی از ساکنان روستای کریان بودند. پدرش مهدی کریانی است و مادرش از ایل راهی زه ای است وی برایم تعریف کرد که در سالیانی دور که تازه از صورتش ریش و سبیل جوانه زده بود شتری را خریده بود لوکی رشید و بلند و شروع به کار زغال فروشی کرده بود یک روز پدرش گفت که زغالهایی را برای رییس حاجی طاهر آماده کرده است و باید زغالها را به مهمانسرای رییس در روستای پلنگی برساند مهمانسرا در گویش محلی شیرونی نام دارد و نزدیک دالان رییس بود.
محمد مهدی گفت که تا آن روز هنوز رییس را ندیده بود فقط نامش را شنیده بود و بسیار مشتاق بود تا رییس را از نزدیک ببیند.
از زبان خودش بشنویم او گفت اول صبح لوک را بار زغال کردم و با عجله حرکت کردم مادرم گفت که صبحانه بخور گفتم نه من امروز پیش رییس مهمانم همانجا صبحانه میخورم و با شتاب مهار را کشیدم و عصا بر پشت لوک زدم و رو به پلنگی شدم
هنوز خورشید طلوع نکرده بود که به روستای گوجگ رسیدم در اولین شعاع نور خورشید جلو شیرونی رییس شتر را بر زمین نشاندم و نوکران بار شتر را بر زمین نهادند و مرا به داخل شیرونی بردند تا چشمم به رییس افتاد که در صدر مجلس نشسته بود مشغول سخن با اطرافیان بود از هیبت و ابهت رییس کمی دستپاچه شدم و خود را گم کردم مردی قوی هیکل و رشید با صورتی روشن و چهره ای خندانتا چشمانش در چشمانم افتاد احساس هیبت رییس مرا لال کرد رییس که متوجه حالم شده بود با لبخندی گفت "بچرو بیا ادان بنند" به فارسی یعنی پسر بیا بنشین اینجا و اشاره کرد به متکایی که نزدیکش بود و از نامم پرسید و وقتی متوجه شد که پسر مهدی لفطی هستم از حال پدرم و خانواده ام پرسید و کمال مهربانی در سخنانش هویدا بود
و از اینکه پدرم برایش زغال فرستاده بود تشکر کرد و به کاتب خود دستور داد تا قیمت زغال را برایم بدهند اما من گفتم که این هدیه ای از پدرم هست ولی گفتند این مبلغ هم هدیه ای برای تو و برادرانت است.
ساعتی نگذشت که سفره را برای صبحانه پهن کردند جمع زیادی حاضر بودند از نوکران و رعیت و نقیبان و سیاهان و مهمانان خان بزرگ من متوجه شدم که صبحانه همه ما یکیست و فرقی نیست میان سفره رییس و رعیت و سیاهان همان تخم مرغ و نانی که رییس میخورد همه ما میخوردیم هم زانو با همه نشسته بود و با همه شوخی میکرد و صاف و ساده بدور از تکبر با ما حرف میزدند من حیران بودم این چه بزرگ منشی است این چه مردانگی است که در این شخص وجود دارد
در جا یادم آمد که زمانی زغال برای الله وردی خان برده بودم خان بشاگرد بالا هنگام ناهار با چه تکبر و دور از رعیت در مجلسی جداگانه گوشت بریان میخورد و در حالی که غذای ما و سیاهانش نان سوخته و ماست بود و حال این رییس حاجی طاهر در دلم میگفتم عجب مردی نیکوست و محبت وی در دلم جای گرفت و از آن روز به بعد من نوکر حلقه بگوش رییس طاهر شدم فقط به خاطر مردانگی و فضیلت اخلاق وی من تا هنگام ناهار در مجلس ایشان ماندم وقتی سفره را پهن کردند و غذا را کشیدند دیدم که یکدفعه رییس برافروخت و با عصبانیت داد زد بر نوکران که برای همه به یک میزان گوشت بچینید چرا مجمع مرا بیشتر از دیگران گوشت گذاشتید
و با دستان خود در بشقابهای ما گوشت میگذاشت من دیگر عاشق این مرد شده بودم رییسی به این جوانمردی ندیده بودم من در مجلس خانهای زیادی رفته بودم و جز تکبر و غرور ندیده بودم اولین بار بود که همت و مردانگی رییس طاهر مرا حیران کرد هم زانو با رعیت هم سخن با مردم شوخی کنان با زیر دستان اینجای سخن محمد مهدی که رسید آهی سرد کشید گفتم چرا گفت افسوس که آن روزگار گذشت.
بله این گوشه ای از بزرگ منشی رییس ما بود شاید بعضیها این مسایل را کم میشمارند اما بدانید که ریاست و کیاست و مهربانی کیمیاست .
رییس طاهر مردی بی نظیر بود بزرگی ایشان در اخلاق و ادب وسیع وی بود.
خدا ایشان را بیامرزد و از بهشتیان بگرداند.


(از سمت راست سردار مهراب طاهرزئی ـ سردار شهید طاهر طاهرزئی ـ عظیم شهکرم طاهرزئی و دیگر یاران بلوچ)


شهید مجاهد سردار طاهر طاهرزئی یکی از ستارگان درخشان آسمان قوم بلوچ و بخصوص قبیله طاهرزئی می باشند او مردی وارسته سخاوت مند و با ایمان و شجاع و ناموس پرست بود که سراسر عمر گهر بار این بزرگ مرد حکایت از سخاوت وشجاعت وتعصب به قوم بلوچ و ایل طاهرزئی می باشد ایشان در دوران حکومت پهلوی بخاطر افکار و عقیده بلوچیش متحمل مشکلات زیادی شدند.
و در اوایل انقلاب ایران فشارهای زیادی در همه زمینه ها به ایشان وارد کردند که مجبور به مهاجرت به امارات می شوند و بعداز دو یا سه سال اقامت در آن کشور بخاطر عشقی که به وطن خود بلوچستان و قومش داشتند طاقت دوری از وطن را نیاوردند و در راه بازگشت به وطن در سال ۱۳۶۸ در منطقه چابهار (کوهای زیردان توابع نیکشهر) در یک درگیری با دشمنان قوم بلوچ وبلوچستان و وارد کردن خسارت سنگین به دشمن و با نمایش گذاشتن رشادتهای قوم بلوچ و بخصوص ایل طاهرزئی (گرگیج) جام شهادن را نوشید و به دیار ابدی شتافت.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.



(از سمت راست سردار طاهر طاهرزئی نفر سوم عظیم شهکرم طاهرزئی و نفر پنجم شاهرخ طاهر طاهرزئی)


گوشه ای از بزرگ منشی رییس طاهر علی جلال
سالها پیش در روزگارهای سفید آن زمانی که هنوز مردان بزرگ پناه و سایه بی کسان بودند در ناحیه کلات لردک زنی با دو فرزندش که شوهرش بر اثر بیماری در کام مرگ رفته بود با فلاکت و فقر با پاهای برهنه و تنی رنجور و گرسنه خود را به پلنگی رساندند. پلنگی نام روستایی در ناحیه تلنگ جنوب میناب است.
دالان رییس طاهر علی جلال در همین روستاست.
آن زن بی پناه و یتیمانش خود را به نزد عده ای از خویشانشان که در روستای پلنگی کشاورز بودند رساندند.
چند روزی مهمان آنها شدند و چون هر کس گرفتارعیال خود بودند و آن زمان شرایط زندگی سخت بود کم کم بی طاقتی خود را از نگهداری آن زن بدبخت و دو فرزندش در برخوردهای خود نمایان کردند بیچاره رو به خدا کرد و دعا کنان راهی برای پایان این رنجها خواست از خانه خویشان بیرون آمد دو بچه گرسنه کجا برود از دور مهمانسرای بزرگ رییس طاهر علی جلال را می دید.
فکری به ذهنش رسید شاید خان بزرگ کمکی کند وغذای سیری را برای کودکانش بدهد. با این امید دست بچه هایش را گرفت و روانه مهمانسرای رییس طاهر علی جلال شد.
رییس طاهر در صدرمجلس بودند و مردان وجاهتدار منطقه در دو طرف مجلس نشسته بودند. خان مشغول قضاوت و حل و فصل امور مردم بودند و گاهی هم برای رفع خستگی و کسالت دستور میدادند که نوازندگان محلی آهنگی را بنوازند و حضار را خوشحال و سر حال کنند ایشان هنر دوست و هنر پرور بودند و ذوق هنری لطیفی داشتند که شروند سرایان محلی همیشه در مجلس ایشان به هنر نمایی میپرداختند.
آن زن دم در مهمانسرا با دو کودک کناری نشست منتظر بود تا خان را ببیند نمیتوانست در میان آن همه حضار برود شرم برش میداشت. یکی از نوکرهای خان پرسید اهای چه میخواهی چرا اینجا معطلی.
زن با دو فرزندش گفت منتظر خان هستم تا بیرون بیایند. نوکر گفت چه میخواهی.
-غذای سیری برای بچه هایم و کمکی که ما را از آوارگی بیرون آورد.
-صبر کنید من الان میروم و غدا برای شما و فرزندانتان میاورم.
نوکر به طرف مطبخ دالان رفت و بعد از مدتی کاسه ای بدست با نان برگشت آن زن با بچه هایش خوشحال در زیر درخت تاج که کنار مهمانسرا بود مشغول به خوردن آبگوشتی شدند که از مطبخ خان سهم آنها شده بود.
در این اثنا رییس طاهر از مهمانسرا بیرون آمدند تا به دالان بروند چشمش به آن زن و دو فرزندش افتادند از نوکرها پرسید کیستند و چه میخواهند.
همان نوکری که غدا را داده بود گفت فقیرند و غذا میخواستند که برایشان بردم خان گفت احسنت.
وبه طرفشان رفت زن بیچاره با دو فرزند یتیمش تا دیدند که خان خودش به طرفشان میاید برخاستند خان سلام میکنند و آنها در جواب سلام خان ابراز تشکر و احترام میکنند.
خان از احوال و اوضاع آنها پرسیدند و آن زن شرح بیچارگی خود را گفتند رییس طاهر گفتند فردا من شخصا کاری میکنم که دیگر نیاز مند کسی نشوید فردا صبح به مهمانسرا بیایید.
روز بعد رییس طاهر در مهمانسرا از آن زن و فرزندانش استقبال کرد و به کاتبان خود دستور داد تا یک قطعه زمینی که پشت دالان ایشان بودند را به نام این زن سند کنند و آب و تمام ملزومات آن را عهده دار شدند.
آن زن و دو فرزندش ازین بخشش و فضیلت خان حیران شدند زبانشان از فرط خوشحالی گنگ شده بود نمیدانستند با چه زبانی ابراز تشکر کنند با این کار خان درآمد دایمی را برایشان تقدیم کرده بود و دیگر نیازمند کسی نمیشدند. ببینید چگونه رییس طاهر عمل کردند از روی پاکی روح انسانی و صلابت رای همانند بزرگانی همچون امام علی (ع) که زمینهای زیادی را به یتیمان بخشیدند و حرمت انسانی آنها را مصون کردند
بیاد بیتی از شعر شهریار تبرییزی افتادم:
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
این سر گذشت و این زن و دو فرزندش را بنده از نزدیک دیده ام وآن قطعه زمین هم باغی است الان ولی افسوس که پس از رفتن رییس حاجی طاهر باغ را
(امثال گوداری ها و عباسک شهمراد ملعون و مزدور كه با نان و نمک سردار رییس حاجی طاهر بزرگ شده ودر حال حاضر نوکر و مخبر دولت این رژیم کثیف آخوندی هست و دشمن جان خانواده و قوم این بزرگوار است )
این جمله از طرف دختر بلوچستان است↑
مصادره کردند و فقیران را بی پناه نمودند. اما هیچ وقت نتوانستند انسانیت روح بلند رییس طاهر را مصادره کنند خیلیها نمی دانند یا نمی خواهند کسی بداند که رییس طاهر با آن همه هیبت و صلابتی که داشت دارای روحی لطیف بود با زیر دستان شوخی میکرد بی تکلف سخن میگفت حتی درشت زبانیهای آنها را تحمل میکرد.
مرد بزرگی بود که روزگار تاب تحمل ایشان را نداشت و دنیا را به کام روباه صفتان سپرد. من وی را از نزدیک دیده بودم دقیقترین وصفی که برایشان دارم این است که مانند طوفانی بود که با غرش رعد و برق دلها را میبرد ولی پس از لحظاتی با باران زلال همه جا را سیراب میکرد از مهربانی و کمک اری دوستان نقش شخصیتها در تاریخ هر قوم و ملتی غیر قابل انکاراند. شخصیتهای تاریخی بنا به نیازهای تاریخی هر ملت در دامن همان ملت پرورده می شوند. آنها که به شکل اسطوره در تاریخ هر ملتی مانده گار می شوند.
براورنده نیازهای تاریخی هرملت از زوایای گوناگون مثلا هنری، سیاسی، علمی، اجتماعی، روانی و ... بوده اند. که مردم بلوچ در این باره نمونه های بسیاری در تاریخشان دارند که هدف ما بازگو کردن کارنامه بزرگ مردان بلوچ گیاوانی و قوم طاهرزئی می باشد. و کارنامه دلیرمردان در گذر زمان تاریخ یک ملت را می سازند و سردار شهید حاجی طاهر طاهرزئی این قهرمان ملت بلوچ و قبیله طاهرزئی در منطقه گیاوان با کارنامه ای بسیار افتخار آمیز و درخشان از این جهان فانی عبور کرد.
و نامی نیک و بزرگ در صفحات تاریخ بلوچستان و منطقه گیاوان برای خود بر جای گذاشت که نسلهای آینده قوم بلوچ و بخصوص قبیله طاهرزئی از این بزرگ مرد تاریخ بلوچستان به نیکی یاد خواهند کرد و برایش سلام خواهند فرستاد و شعر خواهند سرود.
و اما ما جوانان بلوچستان باید راه این بزرگ مردان را ادامه دهیم به آن اهدافی فکر کنیم که آن مردان بزرگ فکر می کردند. و ما جوانان این سرزمين باید همت کنیم و خود را از این فلاکت و بدبختی که دیگران بر ما تحمیل کرده اند برهانیم همانطور که بزرگانی امثال شهید طاهر مرگ با عزت را بر زندگی باذلت ترجیح دادند و نامی نیک بر صفحات تاریخ بلوچستان رقم زدند.
و به امید روزی که ما مردم بلوچ و بخصوص قبیله طاهرزئی با اتحاد و همدلی بتوانیم راه این بزرگ مردان را ادامه دهیم. به امید آن روز..

(با تشکر از وبلاگ طاهرزئی)

http://taherzai.blogfa.com


سه‌شنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۱۰

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت جندالله


بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًاو
خداوند هرگز بر [زيان] مؤمنان براى كافران راه [تسلطى] قرار نداده است.
اخیرا اداره کل اطلاعات رژیم در بلوچستان اطلاعیه ای به مناسبت روزهای جاری که یاد آور روزهای انقلاب 57 است صادر کرده است و به زعم خود فراریهای بلوچستان را دعوت به تامین داده است ، با اینکه مخاطب این اطلاعیه مشخص نشده است و افراد زیادی و مرتبط با مسائل مختلفی فراری هستند اما باز هم جا دارد به وزارت اطلاعات یاد آور شویم که دست از چنین مسخره بازیهای سیاسی بردارد و موضوعات را سنجیده تر مورد بررسی و واکاوی قرار دهند و چنین به مطالبات مردم بلوچ دهن کجی نکنند زیرا امروز تعیین کننده تامین منطقه مبارزان ملت بلوچ هستند و نه وزارت کشور و یا وزارت اطلاعات و وزارت اطلاعات چنین قدرتی ندارد که به کسی تامین بدهد و هیچ بلوچ شریفی نیازی به تامین بیگانگان و کافران ندارد و خداوند هم هیچ تسلطی علیه مومنان برای کافران قرار نداده است.
امروز متجاوزان و بیگانگان و زابلیهای مزدور هستند که بنا بر رافت و رحمت ملت بلوچ زنده هستند ورنه همه باید به سزای اعمال جنایتکارانه خود علیه ملت بلوچ می رسیدند و این شما ها هستید که باید رحم و بخشش را از مردم بلوچ گدائی کنید نه اینکه متجاهلانه دم از رحمت و رافت خود بزنید زیرا شما را هیچ حقی در این سرزمین نیست که چنین تصمیم بگیرید و چنین دم از عفو و بخشش زنید.
مجرم و جنایتکار شما ها هستید که سرزمین ملت بلوچ را تصرف کرده اید و ثروتهایش را به یغما برده اید و دینشان را به استهزاء گرفته اید و کسانی را که در برابر جنایات شما قیام کرده اند را فریب خورده می نامید، فریب خورده فرزندان مومن و مجاهد بلوچستان که برای دفاع از دین و سرزمین و ناموس خود قیام کرده اند نیستند بلکه فریب خورده شمائید که خود را پیرو علی می دانید و دم از عدالت علی می زنید و در ظلم و ستم و تجاوز روی یزید را سفید کرده اید و بهتر است توبه کنید و دست از جنایت بردارید و بلوچستان را به صاحبان اصلی آن که همان ملت بلوچ هستند بازگردانید و با صدور چنین اطلاعیه های سخیف و بی معنی وقت خود را ضایع نکنید زیرا صدور چنین اطلاعیه هائی جز ضرر هیچ سودی برای شما نخواهد داشت و مشکل بلوچستان با چنین اطلاعیه هائی حل نخواهد شد و ملت بلوچ امروز دیگر با برق و آب و ساختن چند کارخانه فریب نمی خورد بلکه امروز جوانان بلوچستان به شعور سیاسی بالائی دست یافته اند و می خواهند خود سرنوشت خود را در دست گیرند و نیازی به نسخه پیچی های شما ندارند و شما خوب می دانید که بلوچستان را به یک اقلیت زابلی سپرده اید که بی پروا گونه دست به جنایت و تجاوز در بلوچستان زده اند و تا زمانیکه بلوچستان در اختیار زابلیها باشد مسئله حل نخواهد شد و بر حجم مبارزات و مقاومت ها افزوده خواهد شد و زابلیها هرگز نمی توانند و نخواهند توانست با زور امنیت ایجاد کنند و بهتر است مرکز به جای اعتماد به زابلیها که منشاء مشکلات و مسائل هستند بلوچستان را به ملت بلوچ که مالکان اصلی سرزمین هستند بازگردانند تا امنیت و آرامش در منطقه حکمفرما گردد.
جنایتهای زابلیها سبب شده که امروز هر بلوچی تشنه خون زابلیها باشد و منتظر فرصتی برای انتقام از آنان و هر روز بر حجم نفرت و عداوت و دشمنی با زابلیها افزوده می شود و اینکه رژیم تمامی مدیریت بلوچستان را به زابلیها سپرده است و ملت بلوچ را از همه چیز محروم کرده است نه تنها برای زابلیها سودی نداشته است که موجب ایجاد آتشفشانی شده است که هر لحظه می تواند منفجر شود و و نسل زابلیها را از بین ببرد و جنگی نژادی و قومی و مذهبی در بلوچستان درگیرد که نتیجه ای جز نابودی کامل زابلیها ندارد لذا بهتر است وزارت اطلاعات به جای صدور اطلاعیه های توخالی به ریشه یابی مسائل پرداخته و با کاهش دادن اقتدار زابلیها زمینه توازن و بالتبع امنیت را در منطقه ایجاد نماید.
بزرگترین معضل و مشکل بلوچستان اقتدار مطلقه زابلیها است که با جمعیت 5 در صدی بر کل بلوچستان حاکم شده اند و از حمایت بدون چون و چرای تهران برخوردار هستند اما دیگر دور زابلیها تمام شده است و فرزندان بلوچستان بیدار شده اند و می خواهند خود سرنوشت خود را در دست گیرند و به سلطه زابلیها خاتمه دهند و مشکل بلوچستان با ساختن سد و کارخانه و دادن برق و آب حل نمی شود و ملت بلوچ الان فقط می خواهد خود بر سرنوشت خود حاکم شود و خود سرنوشت خود را تعیین کند نه اینکه یک زابلی بیاید و با قلدری بر بلوچ حکم براند.
از سوئی دیگر امروز وزارت اطلاعات در حدی نیست که بیاید اطلاعیه اعطای تامین صادر کند و دعوت به تامین کند بلکه بالعکس امروز این مبارزان هستند که قدرت مطلقه منطقه هستند و هر روز بر اقتدار و هیمنت و عظمت مبارزان افزوده می شود و رژیم رو به زوال است و هر روز بر ضعف و ناتوانی رژیم افزوده می شود و وزارت اطلاعات به این امر واقف و آگاه است و می داند که رژیم در بلوچستان از چه وضع متزلزلی برخوردار است و به این رژیم ضعیف وناتوان صدور چنین اطلاعیه هائی نمی آید و سبب چنین وضعیتی هم زابلیها هستند که با ظلم و جنایت و تجاوز و تعدی موجبات زوال رژیم را در بلوچستان پدید آورده اند ، همانگونه که از علی رضی الله نقل شده است حکومت با کفر می ماند اما با ظلم و ستم باقی نمی ماند.
جوانان برومند و غیور بلوچستان زمانیکه چنین قدرتی نداشتند به تامین به عنوان یک فحش و دشنام نگاه می کردند و آن را پذیرفتن ذلت و خواری و ناموس فروشی می دانستند و امروز که الحمدلله در اوج قدرت هستند و به عنوان قدرت مطلقه بلوچستان شناخته می شوند چگونه تن به این ذلت و خواری می دهند و اگر وزارت اطلاعات چنین فکر می کند باید برای بیچارگی و کج فهمی دست اندرکارانش گریست و واقعا جائی برای تعجب نمی ماند که چرا تاکنون وزارت اطلاعات در برابر جنبش شکست خورده است زیرا خیلی عقب مانده تر از آنند که گمان می رفت و پس از گذشت هفت سال نبرد تاکنون نتوانسته اند احساسات مبارزان را تشخیص دهند و توصیه جنبش مقاومت به وزارت اطلاعات این است که به مطالبات اساسی مردم توجه نموده و مطالبات مشروع مبارزان و مردم را برآورده نمایند در غیر این صورت منتظر حملات جنبش باشند و بدانند که جنبش مقاومت به آسانی عملیات هایش را به اجرا در خواهد آورد.
جنبش مقاومت مردمی جندالله (حفظه الله)

بندری

سلام علیکم.
ایا با بوشیدن برکه (برگع) خواهران و مادران ما شیظانی یا شیطان صفت هستند
امروز با یک وبلاگ که به قول خودش از بندر سرچشمه میگیرد و بوی توهین و ننگ از اون به مشامم رسید سر زدم که واقعا با چه جسارتی ایشان به قوم بلوچ و بندری هاییکه از برکه استفاده میکنند انها را خارج از اسلام و ایرانی خوانده .
از شما برادران قوم بلوچ و غیره برادرانه تقاضا دارم که به این وبلاگ سر بزنید و مخالفت خود را ابراز کنید نزارید فردا کسانی از لباس بوشیدن مادران و خواهران ویا دستمال به سر کردن بدران ما بخندندhttp://jootii.blogsky.com/

پاکستان خبر تحویل اعضای " جندالله " به ایران را تکذیب کرد


دبی – العربیه نتیکی از مشاوران رئیس پارلمان پاکستان امروزدوشنبه 8- 2- 2010 گزارش مطبوعات ایران درزمینه موافقت پاکستان با تحویل اعضای گروه " جندالله " به ایران را تکذیب کرد.
مشاور خانم فهمیده میرزا تسلیم تاکید کرد مطبوعات ایران اظهارات رئیس پارلمان هنگام دیدار از تهران را به شکل نادرست منعکس کرده اند.وی در عین حال تاکید کرد پاکستان برای کنترل این گروه در خاک خود تلاش خواهد کرد واجازه نخواهد داد علیه ایران اقدام کند.
او گفت رئیس پارلمان فقط به موضوع مخالفت پاکستان با فعالیت جندالله علیه ایران در خاک پاکستان پرداخته وهیچ اشاره ای به تحویل اعضای این گروه به ایران نکرده بود.
پیش از این محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران از آصف علی زرداری همتای پاکستانی خود خواسته بود برای کنترل فعالیت جندالله که عبدالمالک ریگی رهبری آنرا برعهده دارد همکاری کند.
این گروه در 18 اکتوبر گذشته مسئولیت یک عملیات انتحاری درسیستان وبلوچستان که در آن 45 تن از جمله 15 نفر از فرماندهان عالی رتبه سپاه کشته شدند برعهده گرفته بود.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که امنیت سیستان وبلوچستان را برعهده دارد عناصری از سازمان امنیت پاکستان را به همکاری با عبدالمالک ریگی متهم کرده بود.ایران همچنین آمریکا ، بریتانیا واسرائیل را به پشتیبانی از گروه جندالله متهم می کند.

وقتی فاشیست دیوانه شهریاری ،زابلی جنایتکار پرفسور می شود


به گزارش آژانس خبری تفتان در یک همایش حکومتی که جشنواره بن سینا نام دارد جایزه کشوری ابن سینا به فاشیست جنایتکار و قاتل خونخوار شهریاری داده شد و از این جنایتکار حرفه ای به عنوان پرفسور تجلیل شد البته جالب است که در ایران این جنایتکاران و خونخواران هستند که مورد تجلیل می شوند همانگونه که این روزها از قاتل بزرگ قرن و جانی ترین و فاشیست ترین فرد قرن خمینی پلید تجلیل می شود.

راهکارهای مبارزه با کنترل ایمیل که رژيم ادعا میکند


سرکرده نیروی انتظامی رژیم روز جمعه گفته است که از این پس ایمیل های کاربران اینترنت در ایران کنترل می شود و با افرادی که از طریق ایمیل دیگران را تشویق به حضور در تجمعات می کنند، برخورد خواهد شد.
اول باید متذکر شد که دسترسی به ایمیل یک شخص و خواندن اطلاعات آن کاری بسیار دشوار، وقت گیر و پرهزینه است که امروزه تنها برای ردگیری افراد خاص و گردانندگان باندهای بزرگ تبهکار و اعضای گروههای تروریستی توسط سرویس های امنیتی برخی کشورها بکار گرفته میشود و در هیچ کجای جهان هیچ دولتی نمیتواند ایمیل تمامی شهروندان را کنترل کرده و آنها را زیر نظر بگیرد.
باید توجه داشت که کاربران اینترنت در ایران از سوی منابع دولتی دستکم 21 میلیون نفر اعلام شده اند و کافیست تجسم کنیم که فقط نیمی از آنها روزانه تنها یک ایمیل میفرستند. اگر فرض کنیم که حکومت به همه ایمیلها دسترسی دارد –که فرضی محال است- آیا میدانید که رژيم برای کنترل این ده میلیون ایمیل اگر برای دسترسی و خواندن هر ایمیل تنها چهار دقیقه وقت بخواهد –که باز هم فرضی محال است- به دستکم 83 هزار نیروی متخصص که روزانه هشت ساعت کار کنند نیاز خواهد داشت؟
گذشته از این تاکنون ثابت شده که رژیم با روشهای بسیار پیش پا افتاده و ابتدایی مانند دستگیری و شکنجه به اطلاعات اینترنتی برخی افراد دست پیدا کرده و سپس بدروغ ادعا می کند که از تکنولوژی های پیشرفته استفاده کرده که این تنها برای ایجاد هراس در بین کاربران اینترنتی است.
بنابراین سخنان دست اندرکاران رژيم در زمینه کنترل ایمیل تمامی شهروندان تنها بلوفی بیش نیست که برای ترساندن مردم است و از نظر عملی غیر ممکن میباشد.از دیگر سو برای مقابله با اقدامات رژیم در این زمینه، توجه به نکته های فنی زیر لازم و ضروی است که با دانستن آنها امنیت خود و دوستانتان را میتوانید افزایش دهید:
جابجایی اطلاعات روی اینترنت
پیش از هر چیز باید دانست که اطلاعات روی اینترنت به دو شکل رمزگذاری و ساده رد و بدل میشوند.
معمولا آدرس وب سایتها با پروتوکول http آغاز میشوند که به معنای "پروتوکول جابجایی متن" است. اطلاعاتی که شما با این سایتها رد و بدل میکنید بصورت ساده منتقل میشود و در تمامی مسیر بین کامپیوتر شما تا کامپیوتر مقصد (یعنی همان سایت) با کمک برخی ابزارهای نرم افزاری توسط آی اس پی ها یا منابع دولتی قابل ردیابی، دیدن و خواندن هستند. امروزه از این پروتوکول برای ردوبدل اطلاعات کم ارزش و محتوای سایتهای اینترنتی استفاده میشود.
از دیگر سو شاید با سایتهایی برخورد کرده باشید که آدرس آنها با https آغاز شده اند. این پروتوکول به معنای "پروتوکول جابجایی متن به روش امن" است به این معنا که تمامی اطلاعاتی که شما از کامپیوتر مبدا دریافت میکنید بر اساس الگوهای پیچیده رمزنگاری شده و به کامپیوتر شما میرسد و در کامپیوتر شما این اطلاعات رمزگشایی میگردند و اطلاعات به شما نمایش داده میشود.کامپیوتر شما نیز بر اساس همان الگو اطلاعات را رمزنگاری کرده و به کامپیوتر مقصد میفرستد و اطلاعات در کامپیوتر مقصد رمزگشایی شده و استفاده میشوند.
این اطلاعات در تمامی مسیر بین کامپیوتر شما و کامپیوتر مقصد رمزنگاری شده و امن است و محتوای آن به هیچ وجه در بین راه توسط هیچ کس قابل خواندن نمیباشد.
با توجه به تعریفهای بالا حالا بسادگی میتوانید اینگونه سایتها را تشخیص داده و امنیت اطلاعات خود را کنترل کنید.
یعنی اگر آدرس اینترنتی سایتی با https آغاز شده باشد رد و بدل اطلاعات امن است و کسی در بین راه به آن دسترسی نخواهد داشت.چه سایتی برای رد و بدل کردن ایمیل امن استهم اکنون تنها سایت ایمیل رایگان که اطلاعات شما را روی پروتوکول امن https رد و بدل میکند سایت جی میل میباشد که به گوگل مربوط است.
چند روزی است که جی میل بصورت پیش فرض محتوای ایمیلها را روی پروتوکول امن منتقل میکند، در گذشته شما بایستی بصورت دستی در جی میل این درخواست را انجام میدادید. برای اینکه این کار را بصورت دستی انجام دهید باید وارد بخش تنظیمات در جی میل شده و گزینه ای که نوشته Browser connection: Always use https را فعال کنید.
یاهو و هات میل و سایر ایمیلهای رایگان چنین خدماتی را پشتیبانی نمیکنند، بنابراین برای اینکه خیال شما آسوده باشد به شما پیشنهاد میکنیم از همین امروز یک آدرس جی میل جداگانه برای خودتان باز کنید و برای رد و بدل کردن ایمیلهایی که میخواهید رژیم از محتوای آن سردرنیاورد از آن استفاده کنید و از ایمیل شخصی یا محل کار خود برای این منظور استفاده نکنید.ترفندهایی برای افزایش امنیتاز نام یا نام خانوادگی یا سایر مشخصاتی که بتوان از روی آن به شما دسترسی پیدا کرد برای درست کردن آدرس ایمیل خود استفاده نکنید
برای نمونه همگان با دیدن آدرس ایمیل ali_rezazadeh_1985@gmail.com
صاحب و احتمالا سال تولد او را میتوانند حدس بزنند، آدرس ایمیلی که برای پخش خبرها یا دریافت خبر استفاده میکنید نباید اثری از شخصیت واقعی شما داشته باشد، همچنین بهتر است مانند آدرس seyed_ali_cholagh@gmail.com شک برانگیز هم نباشد.
هرچند اطلاعاتی که شما رد و بدل میکنید کاملا امن است ولی شاید یکی از گیرندگان پیام شما بصورتی غیرمسئولانه و بدون پاک کردن نام شما پیام تان را به صدها یا هزاران نفر بفرستند و آنموقع ممکن است شما لو بروید.نکته دوم اینکه برای فرستادن یک پیام ایمیل به گروهی از کاربران آدرس آنها را در بخش To نگذارید زیرا تمامی کسانی که ایمیل شما را دریافت میکنند میتوانند آدرس تمامی کسانی که به آنها ایمیل داده اید را ببینند برای این کار بهتر است تمامی آدرسها را در بخش BCC بگذارید،
این کار باعث میشود تا آدرس دوستان شما پنهان شده و هیچیک از دریافت کنندگان آدرس دیگران را نبینند.همانگونه که بالاتر آمد،
اگر پیام مهمی از دوستان به شما میرسد و میخواهید آنرا به دیگران بفرستید، حتما آدرسهای قبلی و همچنین آدرس ایمیل کسی که به شما پیام فرستاده است را پاک کنید تا مشخص نشود چه کسانی این ایمیل را دست به دست کرده اند.در متن ایمیل خود از قرار دادن شماره تلفن، آدرس، اسم و مشخصات خود یا دوستان نزدیک خود یا هرگونه اطلاعاتی که به هویت شماها مربوط است پرهیز کنید تا درصورتی که ایمیل شما به سایرین فرستاده شد ردی از کسی در آن نماند.
توصیه میشود علاوه بر آدرسهای ایمیل خود یک آدرس ایمیل بیهوده هم داشته باشید که بیشتر به شخصیت واقعی شما نزدیک باشد. چنانچه در راهپیمایی یا جایی دستگیر شدید و ماموران رژیم آدرس ایمیل شما و رمز عبور آنرا خواستند شما میتوانید آن ایمیل بیهوده را به آنها بدهید.
ipn

دوشنبه ۸ فوریهٔ ۲۰۱۰

رسوایی در کلیسای کاتولیک آلمان


کلیسای کاتولیک آلمان با رسوایی تازه‌ای روبروست که از آخر هفته گذشته رسانه‌های جمعی و افکار عمومی را مشغول کرده است.افشای سوءاستفاده جنسی از دانش‌آموزان مدارس وابسته به کلیسای کاتولیک، که از یک مدرسه فرقه یسوعی در برلین شروع شد، پیوسته دامنه‌ وسیع‌تری پیدا می‌کند.اورسولا راو، وکیلی که از سوی کلیسا (فرقه یسوعی) برای رسیدگی به رسوایی در دبیرستان "کالج کانیسیوس" مأمور شده است، به روزنامه "مورگن پست" چاپ برلین گفته است: "اول گمان می‌رفت که تنها ۲۲ دانش‌آموز قربانی هستند، اما حالا بیش از ۳۰ نفر از سوءاستفاده جنسی در زمان تحصیل در این دبیرستان شکایت کرده‌اند."به گفته خانم راو هر روز عدۀ بیشتری با نامه و ای‌میل از موارد سوءاستفاده جنسی در مدارس وابسته به کلیسای کاتولیک گزارش می‌دهند.یک مشکل سراسریرسوایی سوءاستفاده جنسی از دبیرستان یسوعی "کالج کانیسیوس" در برلین شروع شد، اما اینک به پدیده‌ای عمومی بدل شده است.نشریه "اشپیگل" گزارش می‌دهد که در یک نظرخواهی در سراسر آلمان، به این نتیجه رسیده که پدیده سوءاستفاده جنسی از شاگردان در "تمام مدارس وابسته به کلیسای کاتولیک" رواج دارد.به گفته اشپیگل از سال ۱۹۹۶ تا کنون ۹۴ کشیش حرفه‌ای یا داوطلب، مظنون به سوءاستفاده جنسی از کودکان بودند، اما فقط ۳۰ نفر از آنان مخاکمه شده اند.بسیاری از شکایت‌ها سالها بعد به دادگستری ارائه شده و مشمول مرور زمان بوده است.هانس لانگدورفر، دبیر "کنفرانس اسقف‌های آلمان" به اشپیگل گفته است: "این افشاگری‌ها چهره‌ سیاه کلیسا را نشان می‌دهد و ما را سخت متأثر می‌کند. ما تصمیم داریم با کل ماجرا به صورت باز و شفاف برخورد کنیم."رسانه‌ها، شخصیت‌های سیاسی و به ویژه محافل انتقادی در کلیسای کاتولیک خواهان برخورد جدی مقامات کلیسا با شیوه‌ کار مدارس دینی شده‌اند.در اجلاس آینده‌ "کنفرانس اسقف‌های آلمان" که در ۲۲ فوریه شروع می‌شود، موضوع سوءاستفاده از دانش‌آموزان مدارس کاتولیک یکی از محورهای اصلی بحث است.
بی بی سی

آیت الله دستغیب: یک نفر که نمی تواند ۷۰ میلیون را اداره کند



آیت الله علی محمد دستغیب، از اعضای مجلس خبرگان رهبری در دیدار با جمعی از فرهنگیان ضمن تاکید بر مطالبات اصلی مردم که منجر به شکل گیری انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ شد، گفته است که امروز نادیده گرفتن این خواست ها به انحراف از اصول انقلاب منجر شده است.این عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه تاکید کرد آنچه که خواست اصلی همه مردم در انقلاب سال ۱۳۵۷ بود در یک جمله خلاصه می شود: "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی". او سپس ضمن تشریح هر یک از این مطالبات گفت که در سال ۵۷ هدف مردم این بود که رای آنها بر کشور حاکم باشد و حفظ قانون اساسی با خود آنها باشد.آیت الله دستغیب که به اصلاح طلبان نزدیک است و در انتخابات ریاست جمهوری اخیر از نامزدی میرحسین موسوی حمایت کرده بود، در این دیدار ضمن تشریح دلایل شکل گیری انقلاب اسلامی شرایط امروز ایران را مغایر با "خواست مردم در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷" دانست.آیت الله دستغیب در خصوص دور شدن از آرمانهای ریشه ای انقلاب گفت: "اگر همه بازگشت می کردند به وضع اولیه بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت چقدر خوب بود، چه گلستانی ما داشتیم. همه دنیا انگشت به دهان می ماندند"."یک نفر که نمی تواند ۷۰ میلیون را اداره کند"آیت الله دستغیب در ادامه در مورد ولایت فقیه و جایگاه آن نسبت به قانون اساسی حاکم در کشور افزود: "نمی شود که فقط یک شخص عهده دار مملکت گردد. قانون باید باشد که ولی فقیه هم در این قانون اساسی گنجانده شده است. البته کسی نباید منکر ولی فقیه شود و هیچ مسلمانی نباید انکار کند. بالاخره یک مجتهد و فقیه عادلی باید میدان دار باشد ولی این طور نیست که قانون به کنار گذاشته شود، قانون باید باشد والا یک نفر که نمی تواند هفتاد میلیون را اداره کند".نمی شود که فقط یک شخص عهده دار مملکت گردد. قانون باید باشد که ولی فقیه هم در این قانون اساسی گنجانده شده است. بالاخره یک مجتهد و فقیه عادلی باید میدان دار باشد ولی این طور نیست که قانون به کنار گذاشته شود، قانون باید باشد والا یک نفر که نمی تواند هفتاد میلیون را اداره کندآیت الله دستغیبدر ادامه این سخنان، آیت الله دستغیب گفت که خواست آیت الله خمینی هم استقلال قوه قضاییه و مجلس، و همچنین اجرای دقیق قانون اساسی بوده است.او در ادامه نتیجه گیری کرده است که در ۲۲ بهمن هر سال مردم در واقع همان خواست ها و مطالبات ریشه ای خود در سال ۵۷ را تکرار می کنند و خواستار عملی شدن آنها هستند. به گفته این عضو مجلس خبرگان "نادیده گرفتن این خواست موجب انحراف از بهمن پنجاه و هفت است".به گفتته ناظران سیاسی در مجموع از سخنان آیت الله دستغیب اینطور بر می آید که شرایط امروز کشور به گونه ای است که این مطالبات عملی نشده است.دخالت نظامیان؛ مبدا انحراف از انقلابآیت الله دستغیب در مورد مبدا و علت این انحراف از اصول اولیه انقلاب گفت: "نیروی انتظامی نباید در سیاست دخالت داشته باشد و به نظر می رسد امروز تمام امور مملکت از طریق سپاه و نیروی انتظامی صورت می گیرد و مردم هیچ نظر و اراده ای ندارند و این مبداء انحراف از بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت است".آیت الله علی محمد دستغیب همچنین از نیروی انتظامی خواست که "پشت سر علما باشند، نه اینکه آنها را از میدان خارج کنند و هیچ کس هیچ آبرویی نداشته باشد".این سخنان آیت الله دستغیب در شرایطی مطرح می شود که تا چند روز دیگر و با فرا رسیدن مراسم ۲۲ بهمن امسال گروههای مختلف مخالف دولت و معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران اعلام کرده اند که با حضور در راهپیمایی به بیان مطالبات خود خواهند پرداخت.آیت الله دستغیب پیش از این هم چندیدن بار در ماههای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری امسال به انتقاد از نحوه برخورد با مردم و سرکوب اعتراضات آنها پرداخته بود که این موضوع سبب شد عده ای از نیروهای موسوم به لباس شخصی به مسجد قبا در شیراز که محل سخنرانی و برگزاری اغلب برنامه های آیت الله دستغیب است حمله ور شده و خسارت هایی به بار بیاورند.این عضو مجلس خبرگان رهبری پیش از این هم نسبت به تخلف از قانون اساسی اعتراض کرده بود و از عملکرد مجلس خبرگان و اعضای آن شکایت کرده بود.
بی بی سی

یکشنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۱۰

سازمانهاى حقوق بشر از اروپا خواستار فشار بر ايران شدند

بروكسل، دبى – رسانه ها، "العربيه.نت"
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری و سازمان عفو بین‌الملل در يك نشست مشترک که در محل پارلمان اروپا برگزار شد خواستار فشار اروپا بر جمهوری اسلامی ايران شدند.
اين سه سازمان بين المللى روز چهارشنبه در جلسه مشترک خود در بروكسل، پایتخت بلژیک، از رهبران اروپا و جهان خواستند تا با فشارهای بيشتر بر جمهوری اسلامی، این حکومت را وادار سازند تا به حقوق بشر و آزادی بیان پاى بند باشد.
گفتنی است در قانون اساسی ایران و مصوبات بین المللی حقوق بشز که به تایید ایران رسیده و لازم الاجرا شده است آزادی بیان و اعتقاد و تظاهرات مسالمت آمیز پذیرفته شده است. حال أنکه مخالفان دولت از تظاهرات منع شده اند و انعکاس اخبار آنها در مطبوعات مجازات دارد.
این سازمان‌ها از دولت ایران خواستند تا به بازداشت و شدت عمل عليه مدافعان حقوق بشر پایان دهد و كليه روزنامه‌نگاران، نویسندگان، اعضای اتحادیه‌های کارگری و مخالفان دولت ايران را آزاد كند.
ایدان وایت، دبیرکل فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، در اين نشست خواستار آزادی ۴۷ روزنامه‌نگار ايرانى كه هم اكنون در زندان هستند، شد.
وى گفت: "جامعه جهانى و دولت‌هاى اروپايى باید با اعمال فشار از مقامات ایران بخواهند به حقوق روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر احترام بگذارند."
پس از نشست مشترک این سه سازمان، فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران بیانیه‌ای منتشر ساخت و ضمن اعلام اسامى 47 روزنامه نگار ايرانى زندانى در ايران، از تشديد محدوديت هاى آزادى بيان و تجمعات سخن گفت و ايران را در صدر كشورها از نظر تعداد زندانيان روزنامه نگار اعلام نمود.
در اين بيانيه همچنين آمده است: "این میزان دستگیری از سال ۱۹۹۶ تاکنون در هیچ کشوری سابقه نداشته و ایران در این زمینه هم‌اکنون از چین هم پیشی گرفته است."

جوانــان دليــــر بلوچستــــان!.

اطلاعات رژيم و سپاه مافيايی نتوانستند اعزام چماقداران زابلی را به تهران مخفی نگه دارند.به برکت فعاليتهای قابل تحسين شما اين خبر در شهرهای بيرجند، مشهـد، بـم، کرمـان، اصفهـان و تهـران در حال پخش شدن است. تا آنجائيکه دهمرده جنايتکار با نوچه هايش درکرمان به دست و پا افتاده و تعدادی از مزدوران اعزامی را دارند با هواپيما به تهران می فرستند.
جوانان حق طلــب و شجاع بلوچستـــــان!
تهيه اطلاعات بيشتردرمورد مزدورانی که برای وحشيگری، جنايت وآ دمکشی در تهران اجير شده اند، اهميت فوق العاده ای دارد.
خبرهای مربوط به اعزام مزدوران رابه هر طريق ممکن پخش کنيد تا برنامه های ضدبشری شهرياری جنايتکار، اطلاعات صفوی و سپاه مافيايی را درهم ريخت وبا حمايت از مردم قهرمان تهران ضربه ای ديگـربر پيکر پوسيده رژيم رو به زوال آخوندی وارد آورد..

آژانس تفتـــان

نامه فرزاد کمانگر به ریاست قوه قضائیه

خبرگزاری هرانا - حقوق شهروندان، اندیشه و بیان:
وکیل فرزاد کمانگر حدود دو سال قبل با اعتقاد به بی گناهی موکل خود درخواست اعمال ماده ۱۸(برگزاری دادگاه مجدد) را به قوه قضائیه ارائه نمود، پس از این اقدام همواره دستگاه قضایی و امنیتی از ناپدید بودن این پرونده سخن گفته اند، این موضوع باعث شده است تا سه متهم پرونده کماکان تحت حکم اعدام قطعی به سر برند و هر لحظه احتمال اجرای حکم برای آنان متصور باشد.
فرزاد کمانگر، آموزگار دربند با نگارش و ارسال نامه ای به ریاست قوه قضائیه بر لزوم وجود سایه قانون بر این پرونده و برگزاری دادگاه مجدد تاکید کرده است، متن این نامه عیناً در پی می آید :جناب آیت الله لاریجانیبا سلام ،ده سال پیش هنگامی که آیت الله شاهرودی اعلام نمودند که ویرانه ای را تحویل گرفته اند ، همه امیدوارانه تغییر و تحولاتی اساسی در قوة قضائیه را به انتظار نشستند. حضور ده سالة ایشان که فرصت کمی هم نبود با احیای مجدد دادسراها ، تصویب قانون حفظ حقوق شهروندی و کرامت انسانی ،تهیه لایحه حبس زدایی و موضع گیری های صریح ایشان در برابر احکام سنگسار و اعدام کودکان زیر هجده سال و بقیة اقدامات اصلاح گرایانة ایشان در قوة قضائیه امیدهای بسیاری را در جهت آبادانی این ویرانه در اقشار مختلف مردم و زندانیان و به طور کلی هر شخصی که به نحوی از انحاء با قوة قضائیه سر و کار داشته است به وجود آورد ، اما هنوز هم نابسامانی ، ناهنجاری ، خودسری، برخوردهای سلیقه ای و قانون گریزی در مجموعة تحت امر ایشان و ادامه آن، که متأسفانه تاکنون فرصتی برای جنابعالی در رفع آن ها به عمل نیامده است ، آن چنان رواج داشته و دارد که ناچارم به عنوان فردی که خود را یک زندانی سیاسی و عقیدتی می داند، شرح آنچه را که به ناروا بر این جانب روا ساخته اند به عرض حضرتعالی برسانم؛۱)
در مرداد ماه ۸۵ دستگیر شدم در حالیکه تا روز قبل از آن به عنوان معلمی که با دوازده سال سابقة تدریس از انواع فیلترهای حراست و گزینش عبور کرده و مسئولیت پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک را به عهده داشته ام .
در مرحله تفهیم اتهام و بازجویی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اتهام اینجانب عضویت در حزب پژاک اعلام شد.در روند تمام بازجویی ها در تهران ، کرمانشاه و سنندج مرا تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی و روانی قرار دادند تا به این اتهام واهی تن دهم .
اینجانب علیرغم تحمل شکنجه های طاقت فرسا به دلیل واهی بودن چنین اتهامی همواره و همواره اتهام فوق را رد نموده ام. با این وجود متأسفانه تنها بر اساس برداشت ذهنی بازجویان اولیة پرونده و شرایط منطقه انتساب اتهام فوق به اینجانب را مسجل اعلام کردند.۲)
در جلسة هفت دقیقه ای در شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران در کمال ناباوری از قاضی پرونده شنیدم که :”وزارت اطلاعات خواستار اعدام شماست ، بروید و آن ها را راضی کنید.”۳) قبل از جلسة دادرسی ، اینجانب از کلیة اتهامات مبرا شناخته شده و این بار با اتهام جدید عضویت در حزب پ.ک.ک.
در جلسه مذکور محکوم به اعدام گردیدم .با تأسف حکم مذکور در دیوان عالی کشور بدون توجه به انواع و اقسام امور خلاف قانون آیین دادرسی کیفری که بروز آن در پرونده محرز و متقن است ، تأیید گردید.۴)
پس از مدتی بر اثر اعتراضات مردمی که در مرداد ماه۸۷ به خاطر اعتراض به حکم اینجانب ، دوباره در بازداشتگاه ۲۰۹ تهران بهمدت۵ ماه دیگر تحت بازجویی مجدد قرار گرفتم و در کمال شگفتی رویکرد کلی بازجویان و کارشناسان وزارت اطلاعات با عملکرد سابق تناسب معکوس داشته است و در حالیکه با شواهد و قراین بسیار و بازجویی های جدید برای کارشناسان پرونده مشخص شده بود که عضو هیچ حزب و سازمانی نبوده ام، به اینجانب اعلام نمودند با توجه به شرایط جدید حاکم بر پرونده از خانواده، دوستان و همکاارن بخواهید که مبادا مورد سوء استفاده قرار بگیرند، چرا که اساسا شما عضو هیچ حزب و گروهی نبوده اید که اکنون کسی بخواهد با موج سواری سیاسی از پرونده بهره برداریِ مصادره به مطلوب بنماید.“
جناب آیت الله لاریجانی اینجانب خود را فردی بی گناه می دانم و نمی توانم انتساب اتهامی را به خود قبول نمایم که از بیخ و بن جعلی و خیالی بوده ، به طوری که بازجوی اخیرالذکر اینجانب در بازداشتگاه ۲۰۹ ضمن اظهار تأسف شدید به خاطر اعمال شکنجه بر من در سنندج و کرمانشاه این اعمال را عملی خودسرانه و قانون شکنی محض می دانست و پی گیری حقوقی آن را حق مسلم من می دانست وحتی قرار شد تمامی مساعی قانونی را به کار گیرند تا روند بررسی پرونده اینجانب تحت اعمال ماده هجده انجام پذیرد، اما اینجانب پس از مدت تقریبا ۱۸ ماه و حتی با پی گیری نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی نه تنها هنوز جوابی در یافت نکرده ام ، بلکه این بار در کمال حیرت دریافتم که اثری از پرونده ام در هیچ یک از بخش ها ی قوه قضایه نمی باشد .جناب آیت الله لاریجانی از شما بعنوان قاضی القضات حکومت اسلامی چند سؤال دارم که امیدوارم چنانچه مشغله های فراوان در این شرایط اجازه دهد پاسخ آن ها را حداقل به این جناب اعلام فرمایید:۱) به نظر شما دادگاهی که پس از ۱۹ ماه بازداشت با قرائت کیفرخواست و دفاعیات من کلا ۶ یا ۷ دقیقه طول کشیده و حتی در دادگاه اجازة صحبت کردن با وکیلم هم به من داده نشده است و همچنین بعد از این جلسة دادگاه چند دقیقه ای قاضی مرا متهم به همکاری با فرزاد کمانگر ( یعنی خودم ! ! ؟ ) می نماید، می تواند حکم عادلانه ای صادر بنماید یا آیا اساسا پرونده را مطالعه نموده است؟۲) کارشناسان وزارت اطلاغات ۱۵ ماه قبل از دادگاه و بعد در مراحل بعد مستمراً به من اعلام نمودند صدور حکم اعدام برای من ارسال پیامی روشن برای فعالان سیاسی و مردم جهت دوری از احزاب کرد و نشان دادن حسن نیت به بعضی از کشورهای همسایه!؟ می باشد.
آیا اینجانب به عنوان شهروندی در جمهوری اسلامی دارای این حقوق می باشم که وجه المصالحه بهبود روابط عادی کشورم با همسایگانش قرار نگیرم؟۳) سخنگوی محترم قوه قضائیه آقای جمشیدی در مصاحبة خود در تاریخ ۲۴/۴/۸۷ تمامی اتهامات پیشین مرا حذف نمود و این بار در اظهار نظری جدید اتهام مرا عضویت در حزبی که من اتهام آن را هم قبول نداشتم بیان می کنند، اما چگونه است که هنوز دستور رسیدگی به پرونده اینجانب صادر نشده است
۴)
چرا دستگاه امنیتی عنوان می نماید که با توجه به بازتاب های وسیع رسانه ای و اجتماعی پروندة اینجانب چنانچه تجدیدنظری در گردش کار و موارد اتهامی و دادنامه های صادره صورت گیرد ، بیم تجری نهادهای حقوق بشری و نهادهای مدنی وگروه های سیاسی دگر اندیش که قبلا در محکومیت حکم غیر قانونی اینجانب موضع گیری نموده اند ، می گردد. آیا پذیرش اشتباه و عبرت گیری از گذشته که در آموزه های اسلامی به آن حکم شده است ، آن چنان ناگوار و تلخ می باشد که برای فرار از آن به چنین دستاویزی چنگ زد؟
۵) با توجه به آنچه که گذشت آیا کل ماجرا را نافی و ناقض اصل استقلال و تفکیک قوا از یکدیگر نمی دانید؟ اگر نه چگونه است که قضات به عنوان اشخاصی مستقل نمی توانند در پرونده اعمال حق نموده و در عوض خود را ملزم به رعایت توصیه های غیررسمی نهادهای امنیتی می دانند؟
۶) آیا با عنایت به سطور گذشته، اینجانب به عنوان فردی تبعة ایران و برخوردار از حقوق شهروندی جمهوری اسلامی ایران ، این حق را دارم که مجددا و در دادگاهی بی طرف و بر اساس قوانین مدون و رسمی جمهوری اسلامی و فارغ از ملاحظات سیاسی و مصلحت اندیشی های بی مورد ، محاکمه گردم ؟
جناب آیت الله لاریجانی با عنایت به موارد مشروحه فوق که نقض قانون آیین دادرسی کیفری در تمامی مراحل رسیدگی به پروندة اینجانب کاملا آشکار و واضح بوده است و بر همین اساس در جهت احقاق حق خود قبلا تقاضای اعمال ماده هجده به عمل آورده ، که از اختیارات خاص مقام محترم رئیس قوه قضائیه بوده و این تقاضا در زمان حاکمیت این ماده قانونی و قبل از فسخ آن به عمل آمده است .
بنابراین اینجانب به این وسیله رسما و مجددا از حضرتعالی تقاضا دارم دستور فرمایید به خواسته مشروع اینجانب ، اگر تاکنون رسیدگی نشده باشد رسیدگی به عمل آمده و عنایت فرمایید نتیجه را نیز اعلام دارند تا پس از گذشت سال ها تحمل ناراحتی روحی بتوانم به زندگی عادی خود بازگردم.توفیق حضرتعالی را در اجرای مسئولیت سنگین دادپروری صمیمانه آرزومندمفرزاد کمانگر۱۵ بهمن ۱۳۸۸رونوشت :-

دادستان محترم کل کشور
دادستان محترم تهران-
کمیسیون حقوق بشر قوه قضائیه-
فراکسیون نمایندگان محترم کرد مجلس شررای اسلامی

بازهم دروغ و نيرنگ!


به گزارش آ‍انس خبري تفتان سازمان تبليغات اشغالگران، خبرگزاريها و بلندگوهای کاذب دولتی بازهم از " عزاداری مردم سيستان و بلوچستان دراربعين حسينی" ياوه سرايی کردند. به عکسهايی که از طرف خبرگزاری حکومتی ايرنا تهيه و پخش شده نگاه کنيد. فريبکاری و سينه زنی چند پاسدار و زابلی جاهل را " عزاداری مردم" معرفی می کنند.اعمال کفر آميز و جاهلانه ای چون قمه زنی، سينه زنی، خاک و گـِل بر سرزدن، زنجيرزنی، کارد و چاقو زنی و خود را زخمی کردن، زن و بچه خود را وحشيانه زدن و خون آلود کردن به بهانه " عزاداری " هيچ گونه جايی در مذهب و فرهنگ مردم بلوچستان ندارد.

انسانهـــای آزاد انديــش و قهرمـــان!

بازهم اوباشان تبه کار زابلی برای سرکوب مردم قهرمان تهران در حال سازماندهی و اعزام هستند.
اين باربايد جلوی سگهای هار خامنه ای را گرفت.طبق اخبار رسيده مزدوران از طريق زمين و هوا به تهران فرستاه می شوند.برخی از چماقداران وحشی از زابل با مينی بوس، اتوبوس به مشهد و از آنجا با مينی بوس، اتوبوس و هواپيما به تهران در حال سفر يا در آغاز سفر هستند.
از زاهدان هم برنامه سفرشان با اتوبوس و هواپيما است. بعضی از مزدوران با اتوبوس از طريق کرمان و اصفهان به تهران فرستاده می شوند. تعدادی از کرمان و اصفهان با هواپيما به تهران می روند.اخبار رسيده از اتوبوس رانی های زاهدان و زابل حاکی است که برخی از رانندگان اتوبوسها از اين قضيه با خبر شده اند.
انسانهای مقاوم و قهرمان در زاهدان، بيرجند، مشهد، کرمان، يزد و اصفهان برای حمايت از انسانهای آزاده تهران جلوی بسیجی ها را در مسيرهای حرکت به تهران بايد گرفت. به هر طريق ممکن و درهر جای مسيرهای ذکر شده می توان برنامه های سفر مزدوران را در هم ريخت..
از شاگرد ها و راننده های اتوبوسها گرفته تا گارسن ها و آشپزهای رستورانها در راه ميتوانند مردم تهران را از وحشيگريهای اوباشان زابلی نجات دهند.
دانش آموزان و دانشجويان قهرمان در شهرهای مسير تهران نيز می توانند با بکارگيری خلاقيت و امکانات موجود سد راه مزدوران شوند.خبر اعزام هزاران زابلی مزدور و هزاره های افغانی را به تهران در سطحی وسيع پخش کنيد تا جلوی شان درراه گرفته شود.
اگرسگهای هار خامنه ای به تهران برسند و به شهرياری جنايتکارو باندهای زابليها در تهران به پيوندند آن وقت خون مردم بيگناه تهران را در ۲۲بهمن بر زمين خواهند ريخت.
آژانس خبــری تفتــان

جمعه ۵ فوریهٔ ۲۰۱۰

کمیته حمایت از روزنامه نگاران: ایران رکورد دار روزنامه نگاران زندانی


یک سازمان دفاع از حقوق روزنامه نگاران در گزارشی، ایران را رکورددار شمار روزنامه نگاران زندانی در جهان معرفی کرده است.
کمیته حمایت از روزنامه نگاران در گزارش خود در مورد شرایط دست اندرکاران رسانه های همگانی در ایران گفته است که در حال حاضر دست کم چهل و هفت روزنامه نگار در این کشور زندانی هستند و به این ترتیب شمار روزنامه نگاران محبوس در ایران از سال 1996 - چهارده سال پیش - تا کنون در هیچ کشور دیگری در جهان سابقه نداشته است.
براساس این گزارش، شمار روزنامه نگاران زندانی در ایران حتی از تعداد مشابه در جمهوری خلق چین، با نظام کمونیستی و جمعیت بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون نفر، پیشی گرفته و برای جمهوری اسلامی رکوردی کم سابقه در این زمینه برجای گذاشته است.
در این گزارش آمده است که بسیاری از روزنامه نگاران بازداشتی بعد از اعلام نتیجه بحث برانگیز انتخابات ریاست جمهوری در ماه ژوئن سال جاری به زندان افتاده اند و تشکیلات حکومتی همچنان به اقدامات تهاجمی خود برای جلوگیری از فعالیت و دستگیری روزنامه نگاران مستقل و منتقد دولت ادامه می دهد.
در گزارش کمیته حمایت از روزنامه نگاران به نقل از مدیر اجرایی این سازمان آمده است که "سرکوب بی امان مطبوعات در ایران نشانه آن است که حکومت از ابراز دیدگاه های جدید و دسترسی مردم به اطلاعات و اخبار بیمناک است."

سرکوب بی امان مطبوعات در ایران نشانه آن است که حکومت از ابراز دیدگاه های جدید و دسترسی مردم به اطلاعات و اخبار بیمناک است


کمیته حمایت از روزنامه نگاران

وی در مورد هدف از تهیه این گزارش گفته است که "هدف ما صرفا مستند کردن بیرحمی حکومت نیست بلکه گوشزد کردن این واقعیت به مقامات ایران است که جهان اقدامات آنان را زیر نظر دارد."

کمیته حمایت از روزنامه نگاران گزارش خود را بر اساس آمار و اطلاعات مربوط به بازداشت روزنامه نگاران در تاریخ اول فوریه سال جاری تهیه کرده و گفته است که این گزارش "تصویری مختصر" از اسامی و شرح حال کسانی است که در آن تاریخ در زندان بوده اند.

به گفته این کمیته، گزارش منتشر شده شامل اسامی بیش از پنجاه روزنامه نگار دیگری نمی شود که در خلال ماه های اخیر دستگیر و پس از مدتی، از حبس آزاد شده اند.

این گزارش می افزاید که "پنج تن از روزنامه نگارانی که در حال حاضر در زندان هستند قبل از آغاز دوره سرکوب روزنامه نگاران در سال جاری به زندان افتاده اند."

اتهامات بازداشتیانکمیته حمایت از روزنامه نگاران گفته است که برخی از بازداشتیان از جمله روزنامه نگاران سرشناس در داخل و خارج ایران هستند که از آن جمله می توان به عماد الدین باقی، نویسنده و فعال حقوق بشر، ماشاء الله شمس الواعظین، روزنامه نگار و وکیل مدافع روزنامه نگاران و کسانی مانند محمد داوری، افشاگر آزار زندانیان کهریزک، و شیوا نظر آهاری، مدافع حقوق بشر که در طول هشت ماه گذشته دو بار به زندان افتاده، اشاره کرد.

در ادامه گزارش آمده است که در بسیاری از موارد، مقامات قضایی اتهامات مبهم ضد حکومتی مانند "تبلیغات علیه نظام"، اهانت به مسئولان و اخلال در نظم عمومی را علیه روزنامه نگاران بازداشتی عنوان کرده اند اما در اکثر موارد، دلیل و شرایط بازداشت در پرده ای از ابهام قرار دارد و رسما هیچ اتهامی علیه فرد بازداشتی وارد نشده است.

برخی از بزاداشت شدگان به دوره ها طویل حبس، شلاق، تبعید داخلی و ممنوعیت طولانی یا مادام العمر از نویسندگی و سایر فعالیت های مدنی و سیاسی محکوم شده اند و برای یک روزنامه نگار نیز حکم اعدام صادر شده و دو تن دیگر نیز با اتهاماتی مواجه هستند که در صورت محکومیت، در جمهوری اسلامی مجازات اعدام را در پی دارد



در ماههای اخیر شماری از روزنامه ها توقیف و دهها روزنامه نگار بازداشت شده اند
کمیته حمایت از روزنامه نگاران اعلام داشته است که "با توجه به تداوم سیاست سرکوب توسط دولت ایران،" این کمیته به بررسی ماهانه شرایط روزنامه نگاران زندانی در ایران ادامه می دهد هر چند در شرایط عادی، معمولا به انتشار تنها یک گزارش سالانه در سطح جهانی اکتفا می کرده است.
در این گزارش، آمده است که "ایران در حال حاضر، با فاصله ای عظیم، مقام اول جهان به عنوان زندانبان روزنامه نگاران را به خود اختصاص داده و چین، با بیست و چهار روزنامه نگار زندانی، در رده دوم قرار می گیرد."
در ادامه این گزارش، اسامی و شرح حال تعدادی از روزنامه نگاران بازداشتی چاپ شده و در ضمیمه آن، یک فیلم ویدیوئی از مصاحبه یاسون آتاناسیادیس، روزنامه نگار یونانی در دسترس قرار دارد.
این خبرنگار در جریان گردآوری خبر در ایران بازداشت شد و بیست روز را در زندان گذراند و در این مصاحبه، تجربه خود را از این دوره بیان می کند.
کمیته حمایت از روزنامه نگاران یک سازمان غیر انتفاعی است که برای پیگیری و برانگیختن واکنش جهانی علیه برخورد خشونت آمیز و سلب حقوق روزنامه نگاران در نقاط مختلف ایجاد شده و فعالیت آن شامل تهیه گزارش در مورد شرایط رروزنامه نگاران به خصوص در نقاطی است که اطلاعات مربوط به آنها به سادگی در دسترس افکار عمومی قرار نمی گیرد.
این سازمان در سال 1981 توسط گروهی از روزنامه نگاران خارجی که در ایالات متحده فعالیت داشتند تاسیس شد و مقر آن در شهر نیویورک واقع است.
bbc

بلوچستان زیبای ما در اختیار بیگانگان متجاوز
























پنجشنبه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۰

جنگ دریایی سردار مهراب پیرداد رئيس علي جلال طاهرزئي

بسم الله الرحمن الرحیم




بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ش برابر با ۱۹۷۹ م در ایران .
سردار مهراب پیرداد رئيس علی جلال طاهرزئي در حدود یک سال بعد از انقلاب به امارات متحد عربی می رود و وارد ارتش اتحادی دول امارات متحده عربی در دبی می شود .
در امارات افرادی با مهراب تماس می گیرند و قول حمایت به مهراب می دهند. و از وی می خواهند که به گیاوان بر گردد مهراب قبول می کند.
و مهراب جهت بازگشت به گیاوان راه دریایی را انتخاب می کند و تصمیم می گیرد که با قایق از ساحل امارت راس الخیمه به گیاوان برود. مهراب فقط ناخدایی از گیاوان جهت هدایت قایق با خود همراه می برد و شبی را برای حرکت به گیاوان مناسب می داند.
محموله ایی هم در جلوی قایق گذاشته می شود .مهراب و ناخدای قایق عازم گیاوان می شوند.
با وجود اینکه روی قایق مهراب دو موتور قوی نصب بوده اما سرعت قایق به طور محسوسی کم می شود.
گویا برهای موتور های قایق با تور ماهی گیری بر خورد می کند و تور ماهی دور برهای موتور قایق را می بیچد.
اما وجود محموله در سینه قایق می تواند سبب کاهش سرعت قایق شده باشد .مهراب مسلح به یک سلاح کلانشیکف بوده .با گذشت چند ساعت از حرکت مهراب با قایق بر روی دریا .یک کشتی.
كشتی نیروهای امارات متحده عربی به قایق مهراب نزدیک می شود .مهراب و ناخدای همراهش موقعیت قایق را از دست می دهند که در چه محلی قرار دارند و نمی دانند که ایا در ابهای دریای گیاوان قرار دارند یا در ابهای خلیج عربی هستند.
هوا هم تاریک و شب بوده.کشتی نیروی دریایی امارات نور افکن روی قایق مهراب می اندازد و محل را به وسیله نور افکن روشن می کند .افراد داخل کشتی .گشتی شروع به شلیک تیرهای اختاری به سوی قایق مهراب می کند.
مهراب تصمیم می گیرد که را دار و نور افکنهای کشتی را از کار بیاندازد .رادار و نور افکنهای کشتی را هدف می گیرد وبه سوی انها تیر اندازی می کند .اما فردی از برسنل کشتی بر عرشه کشتی ایستاده بوده .مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و کشته می شود .افراد نیروی دریایی به طرف قایق مهراب شلیک می کنند.
مهراب مسیر اب با بدنه کشتی نیروی دریایی را هدف می گیرد و شلیک می کند در این زمان تیری به مهراب اصابت می کند و مهراب به داخل اب دریا برت می شود و اسلحه وی به درون اب می افتد .ناخدای کشتی جهت بیرون اوردن مهراب از اب دریا وی را کمک می کند.
در روزنامه های امارات خبر به این شکل منعکس شد که گویا مهراب
افسری از نیروهای نظامی امارات متحده بوده و تصمیم به ترور نخست وزیر وقت ایران به نام رجایی را داشته که از جزیره های تنب بزرگ و کوچک دیدن می کرده که این جزایر متعلق به امارات متحده عربی و دولت راس الخیمه هستند.
مهراب به دلیل دفاع از خود در دادگاهای امارات متحد عربی به زندان معبد یا دائم محکوم می شود .که با گذراندن هفت سال زندان مورد عفو شیوخ امارات و رئیس دولت امارات شیخ زاید بن سلطان ال نهیان قرار می گیرد.
بامداد و روز ان شب جریان درگیری مهراب با کشتی نیروی دریایی امارات به گیاوان شهر بمانی امد.
بسر یکی از شهروندان بمانی که در راس الخیمه بوده و با قایق خود عازم گیاوان شهر کوهستک می شود.
گفت که بین سردار مهراب و نیروی دریایی امارات درگیری رخ داده است و صدای گلوله تا بامداد در ساحل راس الخیمه به گوش می رسید.
سردار مهراب طاهرزئی یکی از سرداران شجاع و دلیر ایل طاهرزئی می باشند که سر تا سر زندگی این شیر مرد حکایت از دلاوری و رشادت و مردانگی می باشد.
در اینجا دو شعربه زبان بلوچی که در وصف رشادتهای این بزرگ مرد توسط دو شاعر نامی بیابان مرحوم(ابراهیم خداداد) و شاعر (علی مراد لشکری زئی) سروده شده است برای شما دوستان عزیز می نگارم و امیدوارم مورد قبول علاقه مندان به شعر بلوچی قرار گیرد.


یا خداوند و خالق دانی
گشتگ انت براهیم قصه پ مانی گیشتر پ مهراب بنگ مسکانی
مهراب گو فدی مردی لیکو و ترانا که زره بره تیغه کیدن بو جانا
گو فدی رندو حاکمی رندا کوهگی ده تیرت بدا گرندا
نیت استن دئم پ گیاوانا ترس نیستن انکس و تاوانا
هگ گو گرانت بد خوه و بدی چاری پیر منی سردارا نگه داری
که شور ابندی پ هنچوشی کارء ا زبدهی بندان اتکگ بارء

یک برء لانچ از بندنا گست دوریه لانچان راه منی بستگ
نا خدا بد بخت بهت تی کبت که لانچت به لهانی تها پریت
چو بگشت مهرابا مرا عینا پیردادی بچا پر جوابینا
که نی سر کپائی نی برهنگ دنی که گو موزر و سی تیرا من کنان جنگی

گو زری لهران انبی کستی که ناخدا بد بختا کود سستی
لانچ مر کد و نشت پ اشناغا دستان بند بی گو چرخ سوکانا
سرینگو سر گلم مان ابا پیشا گپته منا پوچ عاربی جیشا
یکی از برادان گو گرا گون ظابت جیشی سر تی حون

تا منی واکو دست رسو تنت جان منی جنی گون دلان سومت
نا گهن برقیه شدانت پیشا اودان بو راسخیمه جواب دا شیخا
که گونن سوندء سر بلوچانی جان ا جنی گوندلان بارن
ا منی جشا سعی نفر کپته یک ئ که دنیایای تها ربته
مارش پ دیر بندنی برته می سرو دیلش بو دکتران برته
نا گهان حالی گپتگ پیردادا جنت توارا از ظاهری پیرا
او منی بیل همدلی براسان غم منی باز بیدنت شفی پاسان
مشکلی کاران وت بکن اسان
شاعر مرحوم ابراهیم خداداد
یالله یا خدا ادلانی منور لنگرانت شیخانی
مهراب پوش کود افغانی لانچه نول کود کرگانی

لانچه ای نا خدا در پت سردار هیوکا پش کپت
شوم دشمنان سر بست فریاد کد تیمسارا
سردار مرگ بکن همچشن کارا که نه فد هیوکو تهناکی

به دریای کشو پهناتا سردارا جواب تریت
که تی لانچان به زرا تریت بله قولن و منا اقرارن
قول پ طاهری ارواحا

که لانچا من ندان گو و بارا

تا لاشه چتک نبنت قتارا اشف جنگ کد سردارا
تا صحبی روشنی استارا بله ملکا حال دیت پیردادا
که تی نام نوخ کد سردارا راجانی گهی نامدارا
مهراب بو مزاری شیرا سه ی تیر وارت زخمین
شیخی مجلسا جنگین


شاعر علی مراد لشکری زئی


جنگ سردار طاهر رئیس علی جلال و جلال پیرداد رئيس علي جلال طاهرزئی
با نظام جمهوری اسلامي در سال ۱۹۸۹م
ادامه دارد ..........
((با تشكر از وبلاگ طاهرزئي))

در حمله نیروهای بسیجی به مسجد قبای شیراز عده ای زخمی شدند

عده ای از نیروهای بسیجی شب گذشته به حاضران در مسجد قبای شیراز با سنگ حمله کردند که بر اثر آن شماری زخمی شدند. سایت های اینترنتی عکس هایی را از زخمی شدگان منتشر کرده اند.امامت مسجد قبا ی شیراز با آیت الله دستغیب از حامیان اصلاح طلبان است. اما پس از درگیری های هفته های اخیر و حملات طرفداران دولت و آیت الله خامنه ای به آن، آیت الله دستغیب دیگر در آنجا حاضر نشده، با این حال افراد بسیج به حملات شبانه خود و ایجاد مانع برای حضور طرفداران او در مسجد ادامه می دهند.

آتش بلوچستان


آتش بلوچستان
روزگاری بود كه می بردید ، می كشتید ، می سوختید و ما هیچ نمی گفتیم...
روزگاری بود كه تحقیرمان می كردید ، لگد مالمان می كردید ، به بندمان می كشیدید و ما هیچ نمی گفتیم...
روزگاری بود كه آسوده خاطر كاشانه مان را ویران ،سرزمین مان را تاراج ، عزت مان را برباد می كردید و ما هیچ نمی گفتیم...
روزگازی بود كه رونق ز سرزمینمان ستانده و به گورستانش سپرده بودید و ما هیچ نمی گفتیم...
روزگاری بود كه طلوع غروب وار سرزمینمان عاری بود زپیام و امید و ما هیچ نمی گفتیم...
روزگاری بود كه چشمان مادرم به تصویر رنگ باخته فرزند شهیدش دوخته شده بود نگاههای منتظر پدر شكسته ام گم گشته ای را در صحن خانه جستجو می كرد و ما هیچ نمی گفتیم...
روزگاری بود كه هراسان بود فرزندم از هویت خویش ، شرمسارش كرده بودید ز ریشه خویش ، كه همواره جویای گناه ناكرده اش بود و ما هیچ نمی گفتیم ...
ولی دگر به پایان رسید آن روزگاران ، به پایان رسید آن شب تار آن ضجه مایوس ، آن فریاد سوخته
دگر برخاسته ام و راهی وادی خونم ، دگر پای نقض بر آن سنت مرگبار سكوت نهاده ام ، این بار بر آنم تا كه جهانی دیگر بنا كنم و جهانیان را به تماشای قیامت هولناكش بنشانم.
این بار با خون خود سطری نو را بر صفحه كدر تاریخم خواهم نگاشت تا كه آن نسیم مرگبار كه تنهای برادران بر سر دارمان را بسویی جهت میداد طوفانی شود سهمگین و ویرانگر كه به خون و آتش كشد لانه هایتان را .دگر آن خورشید كمسو كه نظاره گر بود جفایی كه روا می داشتید به این پاكزادگان مظلوم روزنه ای خواهد بود برایتان ز دوزخ ، دوزخی كه این بار من برخواهم افروخت آتشش را .
آری دگر آسمان تاریك سرزمین دربندم نخواهد گریست بر مزار شهیدانمان كه این بار اشك خون ز گونه های نانجیب شما جاریست .دگر فریاد هلهله و شادی زهمان كاشانه ویران من برپاست كه این بار آوای شیون و مویه زلانه هایتان آید .آری با سرزمین مظلومم بلوچستان پیمان خواهم بست كه دگر آن گونه دشمن را دوست نپندارم ، دست در دستش نفشرم تا كه بر من بتازد خانه ام بسوزد و حرمتم بشكند.
آری دگر "من" نیستم "او " نیست بلكه این بار ماییم . مایی مقتدر كه به پای خواسته تا كه بدرد این پیله كهن اسارت ، براند اهریمن و بازگرداند شاهد پیروزی و آزادی را به آغوش خاك پاكش.
آزاد بلوچ

اعزام زابلیها برای سرکوب مردم تهران


به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان مزدوران هزاره افغانی و بسيجيهای زابلی برای سرکوب کردن مردم قهرمان و انقلابی تهران در حال اعزام هستند. به مزدوران زابلی روزی ۱۵۰۰۰۰ تومان و به هزاره های شيعه افغانی روزی ۱۰۰۰۰۰ تومان پول وعده داده می شود.باند شهرياری ـ دهمرده با حمايت سپاه و اطلاعاتی ها سازمانده مزدوران زابلی و افغانی هستند و گزارشها از زاهدان حاکی است که شهریاری در سطحی گسترده مزدوران زابلی را برای اعزام به تهران تشویق می کند و حتی در یکی از سخنرانیهایش در زهک گفته است که اگر نظام از بین رفت ما زابلیها برباد خواهیم شد از بلوچستان رانده خواهیم شد و بدین صورت زابلیها را تشویق به دفاع از نظام و شرکت در سرکوب تظاهر کنندگان تهرانی می کند.